|
|
|
|
جندا... گفته دوره سرداری گذشته اولا و دیگه اینکه من دوست دارم تو مملکت خودم با دین و مذهب بجنگم . تازه دست بدامان کانالهای ماهواره ایی فارسی زبان هم میشویم خوب اینکه کار بدی نیست اما اونوریا چی میگن .
اونور آبیا آگر به حکومت برسن اولین کارشون تعطیلی یا محدودیت سازی برای فعالیتهای مذهبی خصوصا در منطقه مذهب زده ما خواهد بود ! پس اهالی مسجد مکی و طلبه ها شیعه و سنی توجه داشته باشید بهشت شما با جمهوری اسلامی تعبیر میشود و اگر روزی ملیون و یا هر گروه دیگری به حکومت برسد اولین کارش جدایی دین از سیاست خواهد بود که دستاورد اول آن تعطیلی دکان تحجر و مذهب خواهد بود و آنوقت شما باید در کنج مساجد با مگس کش مشغول روزگذرانی شوید و ادعای حکومت داری شما به بایگانی تاریخ سپرده خواهد شد .
دین افیون توده هاست این شعار اصلی اپوزوسیون خارج از کشور است !
پس این حکومت و پایه هایش را محکم بچسبید چرا که در غیر اینصورت ... ؟
راستی شما شیعه اید یا سنی ؟ وهابی و جماعتی یا حزب اللهی و ذوب در ولایت !
فارسید یا بلوچ ! سیستانی یا بیرجندی ! کرمانی یا یزدی !
نمیدانم چرا شعور و عقل از منطقه ما کوچ نموده !
قومیت و مذهب حرف آخر را میزند نه شایستگی و توانمندی !
اینی که میگن جهان سوم حرف بیراهی نیست که از نشانه های بارز آن واپسگرایی و تحجر است و متاسفانه در شرایط فعلی جامعه نشانه ای از همدلی دیده نمیشود و فقط تحجر تحجر تحجر آن هم از نوع ...
این روزها به مناسبت وفات حضرت زهرا بحث های داغی در جریانه واقعا بعد از چند هزار سال آن حضرت وفات نمود یا شهید شد ؟ آیا تقویم های رسمی کشور وفات را تبدیل به شهادت نکردند !
در هر صورت برای خودم و برای مردمی که در کشوری به نام ایران زندگی میکنند متاسفم !
متاسف چرا که مسولان ما آنقدر سیاست و شعور ندارند که این کشور فقط از آن شیعیان از نوع اولش نیست و هر ایرانی با هر عقیده و مرامی حق آب و گل دارد و باید بتواند از تمام مزایای این آب و خاک استفاده کند .
به امید ایرانی مقتدر برای تمام ایرانیان و کشوری پویا در صحنه جهانی به نام وطن .
۲۵۰۰ سال بعد وصیت نامه محمود احمدی نژاد


۲۵۰۰ سال پیش وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی
|
اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
|
قسمت جالب این قضیه این بود که کشاورزان و زمینداران منطقه خود حاضر به کشاورزی و زمینداری نیستند و زمینهای خود را کرایه میدهند و به حداقل ها راضی یا مشغول شغلهای کاذب مانند بنزین فروشی و ... هستند .اکثر کشاورزان اصفهانی ، لر و .... بودند در صورتیکه بیکاری در منطقه بیداد میکند و زمینهای بسیاری که با وجود آب فراوان و حاصلخیز بودن لم یزرع باقی مانده بود .
یکی از مشکلات مناطق مرزی وجود شغلهای کاذب است که باعث میشود مرزنشینان دنبال کارهای پر زحمت نروند و به درآمد از طریق پولهای باد آورده عادت کنند .
به قلم محمد علی ابطحی : چند روزی بود که تلویزیون المنار حزب الله لبنان تصاویری از دیدار آقای چمران و معاونان شهردار تهران از لبنان رانشان می داد که نقشه های بازسازی بیروت را نشان می داد. پیرو این دیدارها خبر اختصاص ۳ میلیلردتومانی شهرداری تهران به بازسازی لبنان انتشار یافت. طبیعتا این رقم کارستانی در امر بازسازی لبنان نیست ولی منتخبان مردم تهران که برای خدمت به مردم انتخاب شده اند به چه دلیلی میتوانند از بودجه ی عوارض مردم تهران به بازسازی لبنان کمک نمایند. دولت درچارچوب سیاست های کلان که کمک فراوانی به بازسازی لبنان کرده است ولی شهرداری تهران که از مردم تهران برای شهر تهران پول می گیرد واین همه گرفتاری شهری، فقر ونابسامانی اجتماعی در همین تهران هست، چه مجوز شرعی برای پرداخت پول به بازسازی لبنان دارد؟ امروز با یکی از اعضای اصلاح طلب شورای شهر تهران صحبت می کردم. در شورای شهر هم گفته شده که امر بازسازی لبنان که در اثر جنایات اسرائیل تخریب شده است، کار خوبی است ولی چرا از جیب مردم شهر تهران و از محل عوارض پرداخت شده ی مردم تهران؟. این در حالی است که خود شهردار تهران آمار عجیبی از فقرداده است. اگر این روش می خواهد ادامه یابد خوبست روی برگه عوارض مردم تهران نوشته شود که این پول فقط برای شهر تهران نیست ودر بازسازی سایر نقاط ذنیا هم می تواند استفاده شود تا لا اقل پول حلالی به بازسازی لبنان اختصاص یابد. یادم آمد که در محاکمه ی آقای کرباسچی یکی از مواردی که مطرح شده بود خرید یک دستگاه تایپ یا کامپیوتر برای مدرسه ای در گرگان بود که نمی بایست در خارج تهران مصرف شود
اختلاف در مورد مسایل ازدواج بین تحصیلکرده ها و مذهبیون به شدت ادامه دارد و باعث ترک سالن از سوی برخی دانشجویان و اساتید در حین جلسه گردید که البته امری طبیعی است تعصبات مذهبی چهار تا زن همزمان را حلال و شرعی میداند اما تحصیلکرده ها آن را نوعی توهین محسوب میکنند به شخصیت زنان .
نکته جالب : یکی از مدعوین در حال سخنرانی بود که همزمان شد با اذان و بیشتر سالن خالی گردید .
امروز صبح که به آدرس یکی از وبلاگ های معاند میخواستم سری بزنم متوجه شدم این وبلاگ از دامین بلاگر حذف شده است. حالا اینکه توسط صاحب وبلاگ- بلاگر یا فرد دیگری حذف شده است مشخص نیست.
دو روز پیش احمدی نویسنده وبلاگ تفتان خبر از شناسایی نویسنده وبلاگ "یک انسان" خبر داده و وی را فردی بزدل معرفی کرده بود.
احتمالاْ "یک انسان" پس از دیدن این خبر اقدام به حذف وبلاگ خود نموده است.
برای دیدن خبر تفتان خبر اینجا کلیک کنید. منبع : حماسه شرق
قبل از اینکه وبلاگی به نام یک انسان راه اندازی شود نامبرده با همین نام می آمد و در قسمت نظرات وب ها مطالبش را می نوشت از نوع نظرات و گفتارش مشخص بود که یک آدم نرمال پشت این نظرات نیست نامبرده در قسمت نظرات همزمان چندین کامنت با نامهای مختلف مینوشت تا اینکه فکر کنم مهرورزی اولین بار مچ نامبرده را گرفت چندین نظر با نامهای مختلف بدون رعایت شرط زمانی با فاصله زمانی کمتر از چند ثانیه !
تا اینکه این آقای روانی ، فراری اقدام به راه اندازی وبلاگی به نام یک انسان بر مبنای حمله و تهمت به سیستانیها و حمایت از طلبه های افراطی و تضعیف و تهمت به بلوچهای که اعتقادی به تندرویهای مذهبی ندارند نمود .
جالبتر اینکه چنین فردی هم زمان حداقل مدیریت هشت وبلاگرا بر عهده داشته است که هر کدام از اینها به نحوی سعی در پراکنش اختلافات بیشتر به نفع وهابیت و تندرویهای مذهبی داشته است یعنی یک نفر با هشت شخصیت متفاوت ! به نظر شما یک شخص روانی چه ویژگیهای میتواند داشته باشد .
مدتی پیش فیلم اره ۳ را نگاه میکردم نمیدانم چرا یک لحظه شخصیت روانی فیلم برایم تداعی کننده وبلاگی به نام یک انسان گردید ! در هر صورت امیدوارم هر کس با شخصیت و عقاید خودش زندگی کند نه با ... !
|
این عکس که 22 نفر از خواهر ها، برادر ها و فامیل نزدیک بن لادن را نشان می دهد در سال 1971 در سن 14 سالگی در شهر فالون کشورسوئد در کنار کادیلاک صورتی رنگش گرفته شده است. |
|
|
عمر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید!
تولدت مبارک ایوب جان !
بگفتا عجیب دینیست ، که چون در آن وارد شوی سر آلتت را ببرند و چون از آن خارج شوی سر خودت را
اگر مثل گاو گنده باشی میدوشنت ... اگر مثل خر قوی باشی بارت می کنن ... اگر مثل اسب دونده باشی سوارت می شوند ... فقط از فهمیدن تو میترسند ....( دکتر علی شریعتی)
اگر در صحنه حق علیه باطل نیستی هر کجا که میخواهی باش. چه به نماز ایستاده باشی و چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است... (دکتر علی شریعتی)
دیشب مصاحبه ای کانال یک پخش کرد که طی آن نوریزاده برنامه ای داشت با یکی از اعضای گروهک جندا... و چند بار از نامبرده با عنوان فرزندان رستم ! نام برد که جای بسی تعجب داشت .
واقعا آقایون نمیدانند که اینان با عقاید تند مذهبی و قومی دشمنان قسم خورده فرزندان واقعی دیار رستم و سهراب هستند حال چرا نوریزاده لائیک از این مذهبیون افراطی حمایت و بر این نکته پافشاری میکند و هر چه زمان میگذرد اطلاعات ناقص تری در مصاحبه هایش ارائه میدهد که این خود نشان از فقر اطلاعاتی و واماندگی اپوزوسیون دارد .
در هر صورت این افرادیکه با نام جنبش مقاومت ( جندا..) با آقای نوریزاده مصاحبه مینمایند دستشان به نام دین و مذهب به خون بیگناهان حادثه تاسوکی و دارزین آلوده است و اینان اسلاف همان طالبان و القاعده در افغانستان هستند .
نکته جالب اینکه برخی ها سعی دارند با افتخار انفجار را به خودشان نسبت دهند و نمیتوانند شادمانی خودشان را پنهان کنند گر چه ایننان در وطن و محل خودشان رویی و آبرویی ندارند و گروهی رانده شده و طرد شده هستند اما این نوع اظهار نظرها بر اختلافات دامن بیشتری میزند . در هر صورت این زنگ خطری است برای حکومت که به مساییل مذهبی و حمایت از برخی عقاید خاص دامن نزد و همه مردم را به یک چشم نگاه کنند که متاسفانه فعلا چنین نیست .
در کشوری که حتی به برخی قبرستانهای اقلیتهای دینی تجاوز و بی حرمتی میشود و حرمت انسانها به صرف انسان بودن پاس داشته نمیشود بلکه احترام به افراد بر مبنای عقاید سیاسی و وابسته بودن به بخشهایی از قدرت پاس داشته میشود و در حکومتی که اکثر مسولینش دارای گرایشهای مذهبی میباشند و خواهی نخواهی بخشی از این نگرش را در محدوده مدیریتی خود اجرا میکنند و هر چه به جلو میرویم بهتر نمیشود که هیچ آیندهای بس تاریک و سیاه نمایان می شود واقعا ره به کجا میبریم چرا هر چه از عمر انقلاب میگذرد دایره خودیها تنگ تر میشود ! تنگ نظری و تعصب های مذهبی و قبیله ای تا به کجا ؟
در هر صورت تقصیر را همیشه به دیگران نسبت ندهیم ما و حکومتیان کجای کجای کارییم ! امیدوارم با این راه و روشهای غلط حاکمان ایران به ایرانستان تبدیل نشود .
<< نوروز فرخنده باد>>
ایران را پرورانده و ساختم تا پناهگاه آزدگان باشد . (دیاکو)

نوروز در افغانستان

نوروز در سمرقند

نوروز در تاجیکستان


نوروز در ترکمنستان
بیاییم از کسانی شویم که جهان را نو کرده و سعی در آبادانی زمین دارند
چند روز پیش شایعه ای مصوراز طرف ابطحی دوم ( البته این دومی زیاد با سیاست آشنا نیست و کمی تا حدودی ناشی به نظر میرسد ) روی خط آمد که امکان تقلب در انتخابات بسیار زیاد هست و دستهایی در کار هست تا شهریاری انتصاب شود نه انتخاب ! چون ما در سیستم اجرایی به اندازه وزنمان نیرو نداریم ؟ با اعلام نتایج مشخص شد که آقایون در زاهدان بلاتردید سبک وزن و سیالند پس گله در خصوص وزن چندان منطقی نمیباشد .
دیروز رفتم رای بدهم دیدم یکی از دوستان دوران مدرسه که حالا طلبه دارالعلوم هست در کنار صندوق ایستاده و شاید هم چسبیده بود پرسیدم جه میکنی ؟ که گفت از طرف مسجد مکی به عنوان ناظر میباشد و کلیه صندوقها ناظر دارند و چون شرایط برای صحبت کردن مهیا نبود خداحافظی کردم .
یاد مطلب ابطحی دوم افتادم که مسائل انتخابات را تعمدا به نحوی بیان کرده بود که به خواننده القا کند اهل سنت هیچ ابزار نظارتی در انتخابات ندارد که به این عمل میگویند ریا ! شاید طرح عدم حضور روحانیون در سیاست به علت تنزل جایگاه دین حرف نابجایی نباشد و بهتر است افرادیکه خود را منتسب به دین میدانند در گفتار و عمل خود بسیار مراقب باشند که چرایش را شما بهتر میدانید .
اما در خصوص رای اول شهریاری :
افرادیکه در زاهدان بزرگ شده اند برای لحظه ای ترکیب جمعیتی شهر را بدون تعصب در نظر بگیرند تا مطمئن شوند و مطمئن شویم که اکثر قریب به اتفاق شهر فارس هستند گرچه فارس و بلوچ نداریم و همه ایرانی هستیم و صرفا این مطلب را جهت اطلاع تعداد محدودی که مدعی اکثریت بلوچ در زاهدان هستند نوشتم
در هر صورت برای شهریاری و فروزش آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم اینان بتوانند با عملکردشان ما را به هویت ایرانیمان نزدیک و از اختلافات قومی و مذهبی دور نمایند
سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی !
مطمئنا افرادی چون شهریاریها نخواهند توانست این خواسته را به بالفعل تبدیل کنند و این حقیقتی تلخ است که تعصبات مذهبی ، قومی و گفتارهای احساسی در نگرش اینان وجود دارد و مطمئنا افرادی چون طباطبایی و رخشانی خواهند توانست در انسجام و برادری بین اقوام و مذاهب در این اوضاع کمک شایانی بکنند اما چرا باید باز بمانند جای سوال دارد ؟ و اولین پاسخی که ه ذهن متبادر میشود این است افرادی تاثیر گذاری چون اینان که بین اکثریت فارسهای مقیم زاهدان جایگاه دارند ممکن است به آرای محرم شدگان لطمه وارد کنند ! امیوارم اینگونه نباشد و من اشتباه فکر کرده باشم .
دکتر رخشانی با آن سابقه درخشان مطبوعاتی و نظرات صائبش ، دکتر طباطبایی با پیشینه خاندانی پاک و محترم که با اطمینان میگویم مورد تقدیس اکثر سیستانیها می باشند و آن سابقه درخشان اجرایی و تحصیلات باید پشت در بمانند و افرادی ناشناس و کم اثر و بی اثر از در عبور نمایند چرا ؟
در این گفتار منظورم از نام دکتر شهریاری شخص دکتر شهریاری نمی باشد بلکه عقاید اینچنینی می باشد و گرنه در صداقت و پاکی شهریاری جای تردید نیست اما عقاید اینچنینی برای مقطع کنونی کمکی به حل مسائل نمیکند و قابل پذیرش هم نیست و با تمام احترامیکه برای شهریاری قائلم ، برای خودم و سیستانیها و فارس های مقیم زاهدان متاسفم که انتخابات برایشان تک گزینه ای است !
دکتر شهریاری !
در این شهر و دیار میل به دوستی و برادری بین اقوام و مذاهب باید از طریق نمایندگانی که انتخاب میکنیم به کل جامعه تزریق شود که با این شرایط جای تردیدهای جدی وجود دارد.
در هر صورت دوست داشتم به شخصی رای دهم که حداقل نزدیکی عقاید این شخص را با مطالبات خودم حس کنم که فعلا همچین حسی وجود ندارد و شاید بهترین گزینه در روز انتخابات نخوردن مهری دیگر بر صفحه آخر شناسنامه باشد و مقصر اصلی بر چنین تصمیماتی سیاستگذارانی ند که دوست دارند همه مردم مثل خودشان فکر کنند !
قصه وقتی جالبتر میشود با این همه توهین و تهمتهایی که آقایون به سیستانیها روا میدارند من به شخصه ندیدم از طرف سیستانیها توهین و یا حتی دفاعی از خود صورت گرفته باشد که شاید به نوعی سکوت به اظهارات این اندک رمیدگان خود بهترین پاسخ بوده ! انسانی در مطلبی نوشته بود که غیربلوچ ها و سیستانیها با استفاده از امکانات دولتی دانشگاه ها و موسسات علمی را قرق کرده اند و بدون این امکانات هیچند ! تاریخ برای عبرت و پند گرفتن است !
نگاهی به گذشته این مردمان و مفاخرشان از قبیل دانشمندان شعرا ، منجمان و ... مثنوی هفتادودومن کاغذ است . حتی در زمانیکه ایرانیان زرتشتی بودند باز هم علم و احترام به دیگران حرف اول را میزده که بازماندگان چنین نسلی نمینوانند به دنبال علم و آگاهی و پیشرفت نباشند .
خلاصه اینکه ما نباید ناکامیهای خود را با موفقیتهای دیگران مغلطه کنیم بلکه باید از تلاش و پشتکار دیگران درس گرفته و قدم در راه راستی و حقیقت بگذاریم با این روش میتوانیم به آرزوهای دست نیافته برسیم و با وسعت دید و نگرشی که پیدا میکنیم مطمئنا دیگران را مسبب شکست خود نخواهیم دانست و هر چه بر میزان علم و آگاهی و معلوماتمان اضافه شود به همان مقدار از تحجر و بنیادگرایی فاصله خواهیم گرفت آنوقت میتوانیم درخواست ها و مطالباتمان را از طریق منطق و استدلال پیگیری کنیم و مطمئنا زودتر به هدفمان خواهیم رسید اما تا زمانیکه کم سوادی بر منطقه حاکم است باید هم وبلگ نویس های دیوانه ای باشند تا مردم را به کشت و کشتار و خونریزی دعوت کنند و از ریختن خون بیگناهان احساس شعف و شادمانی کنند و دود اینگونه عملکرد به چشم مردمانی خواهد رفت که اینان خود را سینه چاکان و مدافعان این بیگناهان میدانند و چون خودشان در خارج کشور حضور دارند برایشان مطرح نیست اینگونه عملکرد شان چه هزینه سنگین و کمرشکنی دارد و تاسف زمانی بیشتر میشودکه هزینه ها و مشکلاتی که مردم عادی متحمل میشوند بدون هیچ دستاوردی میباشد یعنی پرداخت هزینه برای هیچ و پوچ ؟ ؟ ؟
برای رسیدن به هدف راههای دیگری به جز کینه و تنفر و خون و خونریزی وجود دارد و آن راه دوستی و برادری و برابری است گفتگو بهترین وسیله برای بیان مطالباتمان است .
البته حکم اعدام برای کسیکه خودش را منتسب به نهادهای مدنی میداند واقعا درد آور است و اگر این اتفاق رخ دهد باید مرگ فعالیتهای مدنی را خصوصا در منطقه خودمان پیشاپیش اعلام کنیم و به شخصه امیدوارم این اتفاق رخ ندهد .
اما شواهد و قراین و عقل چه میگوید آیا واقعا ارتباطی بین گریختگان به آنسوی مرز و مهرنهاد وجود داشته ؟ آیا مهرنهاد در صدد به راه اندازی جنگ قومی و مذهبی بوده ؟ آیا مهرنهاد قربانی مطامع دیگران شده و سوالهای بسیار دیگر !
در اینکه مهرنهاد با لایه های قدرت در ارتباط بوده شکی نیست و اینکه چرا در چنین و ضعیتی هیچکس راضی به یک اظهار نظر ساده نمیباشد جای سوال دارد ! چرا نمایندگانی که با وی به قولی عکس یادگاری میگیرند سکوت نموده اند ! چرا مولوی عبدالحمید که بازدید رسمی از انجمن صدای عدالت داشته سکوت نموده ! اینجاست که شواهد و عقل سلیم ما را به سمتی هدایت میکند که مطمئن شویم و مطمئن باشیم که مدارک و دلایل به قدری قوی و مستند می باشد که دیگر جایی برای گفتن حرفی باقی نمانده ! در غیر اینصورت مسولینی که به نوعی با مهرنهاد در ارتباط بوده اند جهت تطهیر خودشان حتما از مهرنهاد حمایت میکردند .
اما قصه جالبتر این قضیه اینجاست علاوه بر اینکه از داخل کشور کسی از مهرنهاد حمایت نکرد از کشورهای اروپایی و نهادهای حقوق بشری هم صدایی برنخواست قضیه هیوا بوتیمار و دانشجویان کرد که یادتان هست نهادهای بین المللی تا حدودی حمایت و اظهارنظر کردند اما در مورد مهرنهاد همچنان سکوت پابرجاست نظر شما چیست ؟
شاید خط فکری که امروز در بلوچستان میتازد که بیتردید به عقاید طالبان نزدیک می باشد نمونه ساده پرچم جندا... چه تفاوتی با نماد طالبان دارد !در این چند سال اخیر رسم و رسومات و نوع پوشش مردمان بلوچ دستخوش چه تغییراتی گشته ! امکانات مدارس دینی و نوع پراکنش آنها چه تفاوتی با مدارس فرزندانمان دارد ! و تا زمانیکه سایر ایرانیان و جامعه جهانی بلوچستان را به چشم مردمانی بنیادگرا بشناسند نباید چشم یاری از هیچکس داشت و این ظلمی است مضاعف بر کسانیکه بر نوع نگرش دیگران به خود هیچ نقشی ندارند .
در هر صورت امیدوارم سایه پدری مهرنهاد بر سر فرزندانش باقی بماند .
.jpg)

.jpg)
