تبليغاتX
زاهدان47

نوشته شده توسط سلام در شنبه سی ام خرداد 1388 ساعت 11:34 | لینک ثابت |
انفجار مسجد حضرت علی زنگ خطر افراطی گری را به صدا آورد

متاسفانه همسایگی پاکستان و افغانستان برای ما مردمان این خطه جز فلاکت و بد آموزی چیز دگر به همراه نداشته اگر هم فوایدی داشته تا به امروز که به طور صحیح از آن بهره برداری نشده .

دوست افغانی میگفت مشکلات فعلی افغانستان و تندرویهای مذهبی ان خطه بیشتر ریشه در قوم پشتون دارد و جالب اینکه بازداشتیهای زاهدان رابطه مستقیمی با این قوم دارند اکثر بازداشت شدگان افغانی و از قوم پشتون هستند و افرادیکه هم تحت عنوان بلوچ دستگیر شده اند و شناسنامه ایرانی دارند باز هم در نقطه ای به این قوم و قبیله وصل میشوند در هر صورت امیدوارم مردم با آگاهی کامل و بدور از تعصبات قومی و قبیله ای تصمیم بگیرند و با طناب پوسیده عبدالمالکها به ته چاه نروند .

در پایان آرزومندم که نهادهای امنیتی ما فقط های و هوی نکنند که من آنم که رستم بود پهلوان !

و بتوانند پس از گذشت سالها از حادثه تاسوکی با خائنان به وطن برخورد قاطع تری داشته باشند

به امید آن روز

نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 ساعت 12:38 | لینک ثابت |
http://i4.tinypic.com/6p49atu.jpg

نوشته شده توسط سلام در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 9:14 | لینک ثابت |
چند روز پیش فیلم شهدای نیروی انتظامی پاسگاه لار را دیدم که اکثرا سرباز به نظر میرسیدند نمیدانم واقعا جرم اینان چه بوده آیا پارتی نداشته اند که در نقاط خوش آب و هوا خدمت کنند یا گناه کرده اند که برای دفاع از مال و ناموس ایرانیان به نقاط مرزی رفته اند آن هم مرزی از نوع پاکستان و افغانستان .

در هر صورت برای کسانی که اسلحه بر روی جوانان این مرز و بوم میکشند و چنین ناجوانمردانه جوانان عزیز خانواده هایشان را به این سادگی به خاک و خون میکشند متاسفم .

در هر صورت کسانیکه تا دیروز از رفتن و روبرو شدن با صدامیان هراس داشتند امروز چنین ناجوانمردانه ...   !

نوشته شده توسط سلام در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 13:58 | لینک ثابت |

پرونده:Mirhossein.jpg
نوشته شده توسط سلام در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ساعت 12:57 | لینک ثابت |

زمان نوروز

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۱] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد. [۲]

در کشورهای ایران و افغانستان که گاهشمار هجری خورشیدی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، گاهشمار میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.[۳]

[ویرایش] واژهٔ نوروز

واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:[۴]

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.[۵]

[ویرایش] واژه نوروز در الفبای لاتین

در متن های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می رود.[۶]

[ویرایش] تاریخچه

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست،[۵] اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد وکهن ‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است.[۷] پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.[۵]

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد.[۵] همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است.[۵] اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.[۸]


[ویرایش] نوروز در زمان هخامنشیان

نگاره مراسم پیشکش هدایا به پادشاه ایران در تخت جمشید. برخی از پژوهشگران، این مراسم را به نوروز مربوط می‌دانند.

کوروش دوم، بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود.[۷] این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است.[۵] اما بررسی ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند،[۸] و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند.[۵][۹] شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.[۷]

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.[۹]

[ویرایش] نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد.[۸] در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.[۱۰]

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل های گوناگون سال جاری بوده است.[۱۱]

اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.[۷]

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند.[۱۰] از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند.[۱۰] همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد. [۷]

[ویرایش] نوروز پس از اسلام

نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستون

از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار ‌شد.[۸]

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند.[۸] بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را (به‌جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می‌‌بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.[۱۱]

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.[۷]

[ویرایش] نوروز در دوران معاصر

نوروز به‌عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هرساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به‌صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت‌زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونه ی پنهانی و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند.[۱۲] [۱۳] همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.[۵] همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت.[۱]

[ویرایش] جغرافیای نوروز

نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 8:32 | لینک ثابت |

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.


مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.

 

 

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.

 

 

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

 

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

 

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.

 


"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است

نوشته شده توسط سلام در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 8:9 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 8:30 | لینک ثابت |
این روزها چیزی که زیاده حاجیه و حاجی خوری !

در هر صورت ما هم دیدن چند تاحاجی رفتیم به دیدن یکی از اقوام همراه مادرم رفتم این بنده خدا قبلا که عملی بود حالا خونه خدا نمیدونم چیکار کرده و به شدت هم سیاه شده بود مادر ما میگه دیدی ننه چه چهره نورانی پیدا کرده بود میگم مادر سوخته ها از سرو کله  بنده خدا میریزه کجاش نورانی بود ! مادر ما میگه تو ماهواره نگاه میکنی کافر شدی یکی از دوستان که با کاروان قوم ما بوده میگفت که فلانی رو دیده مرتب داره طواف میکنه بهش میگه طواف که هفت دور بیشتر نیست چیکاره ترمز بریدی صد دور بیشتر رفتی گفته طواف رو ولش یک مثقال تریاک رو گم کردم این هم از فواید همسایگی ما با افغانستان و پاکستان !

حاجی بعدی یکی از بچه هاست که به تیز بودن و فرصت طلبی معروفه جالب اینجا بود که به افرادی که دستشون کار داشت میگفت برای اولین بار که چشمم به خانه خدا افتاد برای شما دعا کردم و این جمله را حداقل دو بار من شنیدم بهش گفتم مرد حسابی تو حاجی شدی دست از این کارهات بر دار میگه شما چشم بصیرت ندارید این هم از حاجی دیدنی ما .

ای قوم به حج رفته کجایید

                                  معشوق همینجاست

نوشته شده توسط سلام در جمعه ششم دی 1387 ساعت 14:43 | لینک ثابت |
چند روز پیش گذرم به بیمارستان امام علی افتاد از در که وارد سالن شدم انواع تراکت ، بنر و ... که اکثرا هم محتوی مذهبی داشتند نظرم را جلب کرد به قسمت فروش تعرفه که رفتم جمله ای را خواندم که برای لحظه ای مرا به فکر فرو برد

علی و شیعهم هم الفائزون

نمیدانم وارد مسجد شده ام مدرسه دینی است مرکز فرماندهی گشت ارشاد است ! یا اینجا بیمارستان است که از هر قشر و دین و مذهبی به اینجا مراجعه میکنند چرا ما عقاید و باورهای خودمان را در مساجد و مکان هایی که تعلق به عقاید خودمان دارد تبلیغ نکنیم ! آیا اینگونه تبلیغ کردن نتیجه معکوس ندارد مطمئنا نتیجه معکوس دارد اما چه اصراری .

جالبتر اینکه جدیدا برخی ماشینهای دولتی با پلاک قرمز نیز چنین میکنند و شعارهای مذهبی شیعی بر پشت شیشه ماشین و قسمتهای دیکر ماشین خودنمایی میکند که نیاز فوری به آسیب شناسی اینگونه عملکردها احساس میشود .

در هر صورت با توجه به اینکه بین مسولین فعلی و مردم فاصله ای به میزان اختلاف زمین و آسمان است شاید این آقایان برای گرفتن ترفیع دست به چنین اقداماتی میزنند و اینگونه کارها به جزء حرام کردن پول نفت و بیت المال و کاشتن تخم تفرقه و کینه دستاوردی دگر ندارد .

راستی شنیده اید که قرائتی گفته مردم بم خمس ، زکات  و سهم سید را ندادند و مستوجب عذاب خداوند گشتند پس از کلمه قبول شدن شیعه ها و مردود شدن کل آدم و دنیا زیاد تعجب نکنید .

از ماست که بر ماست .  

نوشته شده توسط سلام در جمعه بیست و دوم آذر 1387 ساعت 16:21 | لینک ثابت |
مدتی پیش تلویزیون مستندی داشت از دفاع مقدس که بسیار جالب و تاثیر گذار بود و چهره رزمندگان و بسیجیها چهره های دوست داشتنی به نظر میرسید و به نوعی صداقت و پاکی را میتوان در چهره تک تک آنان دید اما بسیجیان امروزی ! فاقد جایگاه اجتماعی و آن مقبولیت عمومی هستند و به نوعی در دل مردم که جایی ندارند هیچ تا حدودی هم تنفر از بسیجیان در حال گسترش و توسعه و بسط به کل جامعه ایرانی میباشد . چند روز پیش بسیجیان یکی از اداره جات با لباس میرفتند برای رزمایش اکثر افرادی که من میشناختم چهره های خوشنامی نبودند در مجموعه خود انسانهای از خود راضی میباشند و در ارتباط برقرار کردن با دیگران ناموفق هستند و اینگونه است که بسیج با جذب چنین افرادی تیشه به ریشه خود میزند .
نوشته شده توسط سلام در شنبه نهم آذر 1387 ساعت 11:33 | لینک ثابت |
ایرانیان بسیاری از نحوه حکومت حاکمان فعلی ناراحت و در بسیاری موارد مخالف این نوع حکومتداری  هستند اما مدتیست افراطیون مذهبی و قومی منطقه ما این بخش از ایرانیان را محکوم به عدم همراهی و حمایت از خودشان میکنند که  این کوته نظری جای تامل دارد .

درسته که این حکومت مورد انتقاد جدی واقع است اما دلیل نمیشود که مخالفان نظام فعلی صرف مخالفت ، همصدا با آن بخش از افراطیون مذهبی بلوچ سنی به حمایت از آنان برخیزند و  کسانیکه انتظار چنین حمایتی را از ایرانیان دارند در خیالی باطل غوطه ورند .

قرار نیست که از چاله به چاه بیفتیم روحانیون شیعه چه گلی بر سر ما  زدند که مولوی های سنی نزدیک به القاعده و شیخ فهد بخواهند گل دیگری بزنند با توجه به اینکه خودم منتقد حکومت فعلی هستم اما احساس میکنم روحانیون شیعه از تساهل و تسامح بیشتری نسبت به روحانیون سنی برخوردارند گر چه هر دو مدعی حکومت الهی هستند .

این عزیزان چرا از خودشان نمیپرسند علاوه بر تنفر اکثر ایرانیان از خودشان چرا کشورهای خارجی مدعی حقوق بشر و در راس آنان آمریکا هم جرات حمایت و یا پرداخت  هزینه هایی برای حمایت از این مخالفان حکومت ایران بپردازد نمیدانم شاید روسیاهی در داخل و خارج بهترین تشبیه باشد !

نوشته شده توسط سلام در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 18:26 | لینک ثابت |
-------------------------------------------------------------------------------- آیا خاتمی دعا برای سلامت مقام محترم رهبری را فراموش کرد ؟؟؟؟ دکتر سید محمد خاتمی رییس جمهوری سابق ایران که سخنران شب ۲۱ ماه رمضان در حرم امام خمینی بود در پایان سخنان خود برای همه دعا کرد به جز آقای خامنه ای . ازجمله کسانی که سید محمد خاتمی برای آن آرزوی سلامتی کرد همسر امام خمینی بود که بیمار است. پس از پایان سخنرانی شخصی از حضار با صدای بلند فریاد زد : برای سلامتی مقام معظم رهبری صلوات
نوشته شده توسط سلام در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 11:1 | لینک ثابت |
موضوع مدرسه دینی زابل بهانه ای شد برای زیر سوال بردن مدیریت بومی استان !

دهمرده استاندار که مثل گریدر کار عمرانی انجام داد و به تنهایی به اندازه ده تا استاندار کار کرد و کمتر به مسایل مذهبی و سیاسی وارد شد و کار عمرانی را اولویت اول کاری خود قرار داده بود اما کینه نفرت چرا تا به این حد  شاید بعضی ها دوست داشتند دهمرده حسینی دیگری باشد !

اما بهانه مدرسه دینی سیستان !

با توجه به قدمت طولانی مدارس دینی اهل سنت سیستان چرا تا قبل از حضور مسجد مکی در منطقه هیچ اختلافی گزارش نشده و یا به عبارتی صحیح تر اختلافی نبوده جز برادری !اما با مرگ مولوی گل محمد و حضور بیشتر عوامل مسجد مکی در منطقه در کمترین زمان ممکن تخم نفاق کاشته میشود چرا

حضور طایفه شه بخش که در منطقه غیربومی میباشند و سعی در تاسیس مدرسه دینی در تقابل با عقاید مردم منطقه دارند به چه معنی میباشد آیا میتوان چند خانه خشت و گلی و چند کانکس را که از مدرسه دینی اصلی منشعب شده اند و بیشتر افراد غیر بومی منطقه ، بدون مجوز و قدمتی چند ماهه را مدرسه دینی نامید  و در نماز جمعه بر این اساس به مردم اطلاعات غلط دهیم و فریاد وااسلاما سر دهیم .

برخی نادوستان امنیت پایدار سیستان و برادری شیعه و سنی در این منطقه برایشان نقطه عذابی گشته و به هر نحو ممکن سعی در بر هم زدن این همزیستی مسالمت آمیز دارند پس هوشیار باشیم !

خطر وهابیت بیخ گوشمان هست.

نوشته شده توسط سلام در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 14:24 | لینک ثابت |
چند روز پیش برای دریافت دارویی به داروخانه ساختمان پزشکان خیام مراجعه نمودم که کتابها و نوارهای دست فروش ها نظرم را جلب کرد .

از پسرک که شبیه طلبه ها بود پرسیدم از کتابها و سی دی های اصلی (ممنوعه ) داری و چون من با لباس محلی بودم و بلوچی صحبت کردم اطمینان کرد و شروع به گفتن کرد انواع و اقسام سخنرانیهایی تند مذهبی از مولوی خیرشاهی و ... که خیلی ها را نمیشناختم و ناگفته نماند که یکی از سخنرانیهای همین فرد با صدای بلند در حال پخش شدن بود اما قسمت جالب قضیه این بود که هنگام معرفی سی دی ها کلمه شهید صدام را بکار برد با شنیدن این کلمه احساس خیلی بدی داشتم که خود پسرک هم متوجه شد طاقت نیاوردم و رفتم لحظه ای با خودم فکر کردم که کلمه شهید صدام را چه کسی میتوانسته به این پسر کم سن و سال یاد داده باشد ؟

یادم آمد که در زما ن جنگ ایران و عراق هم بسیاری از این نوع افراد به جنگ نرفتند صرف اینکه صدام سنی مذهب است و ایرانیان ....

گذشته از همه اینها چنین افرادیکه مذهب را بر ملیت و ایرانی بودن خود ترجیح میدهند و از صدامیکه دستش به خون ملییونها جوان ایرانی آلوده است با نام شهید یاد میکنند میتوانند مرزداران مطمئنی برای این آب و خاک باشند .

نوشته شده توسط سلام در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 17:2 | لینک ثابت |
مدرسه دینی عظیم آباد توسط حکومت با خاک یکسان شد که اینجانب به نوبه خود این عمل شنیع را محکوم مینمایم .

متاسفانه در این قضیه هم مانند موضوع مهرنهاد اطلاع رسانی به موقعی از سوی دولت صورت نگرفت و هر کس از ظن خود مطالبی را مینگارد که اکثرا برپایه حدس و گمان و تعصبات قومی و مذهبی میباشد .

اابته مدتیست بین حکومت و مسجد مکی بر سر چگونگی اداره مدارس دینی اختلافاتی وجود دارد از جمله آمار طلبه های خارجی را خواسته بودند که در جواب مسجد مکی این مسئله را خط قرمز خود دانسته و رسما جواب منفی داده  بودند ! راستی آمار طلبه های خارجی اگر ریگی در کفش بعضی ها نیست چه ربطی میتواند به خط قرمز داشته باشد .

از طرف دیگر مدرسه دینی عظیم آباد تخریب گردید که باز هم میگویم نباید اینگونه میشد و حداقل جهت احترام به عقاید اهل سنت موضوع باید از طریق ریش سفیدی حل میگردید اما نحوه اطلاع رسانی به چه صورت بود ! چرا از مشکلاتی که مردم منطقه با مسجد مکی در مدتی قبل داشتند و دارند هیچ صحبتی نمیشود ! این مدرسه دینی آیا همان مدرسه با قدمت طولانی هست یا چند خانه بوده که بعد از اختلافات بوجود آمده از مدرسه اصلی منفک گردیده ! واقعا در خود منطقه هیچ اختلافی در خصوص طلاب و مدرسه وجود نداشته یا اینکه بر اساس تعصبات قومی و مذهبی فقط نیمه خالی لیوان را میبینیم ؟

تا قبل از نفوذ مسجد مکی و تندروان مذهبی در منطقه سیستان بین بلوچ و زابلی هیچ اختلافی نبود و در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی داشتند و دارند اما با نفوذ این حلقه رگه های از اختلاف در حال نمایان شدن است که امیدوارم با درایت بزرگان و ریش سفیدان این برادری به کینه و نفرت تبدیل نشود.

چند روز پیش پس از مدتها به منطقه مرادقلی زاهدان رفته بودم که اکثرا اهل تشیع و سیستانی هستند چیزی که برایم جالب بود وجود حداقل پانزده مدرسه دینی در این قسمت شهر بود  که دوستم میگفت قبلا مد بود که در هر محله یک مسجد درست کنند چه شیعه  جه سنی اما جدیدا برادران سنی در هر محله(چند کوچه ) دو مدرسه دینی درست میکنند با امکانات خوب و طلبه های خارجی ! واقعا بدور از تعصب این حجم زیاد  مدارس دینی چه نفعی میتواند برای جامعه مذهب زده ما داشته باشد ! هزینه های سرسام اور این مدارس در منطقه فقیر ما از کجا تامین میشود !و اصلا آیا دولت حق دارد که سوال کند این طلبه های خارجی و داخلی چه می آموزند ! آیا مشکلات پاکستان و افغانستان میتواند آئینه تمام قدی در پیش روی ما باشد و یا تعمدا پا در رهی مینهیم که عاقبت آن تربیت طلبه های از نوع انتحاری و شهادت طلب با بستن کمربند انفجاری ...

البته در این مطلب قصد توهین به طلبه های دینی را نداشته ام و اگر قصوری هم مشاهده شد پیشاپیش عذرخواهی میکنم و از نظر من این واقعیت غیر قابل کتمان منطقه ماست :سواستفاده از عقاید پاک مذهبی در جهت تهییج افکار عمومی و رسیدن به خواسته های خود بر این مبنا .

نوشته شده توسط سلام در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 18:24 | لینک ثابت |

جمعیت اهل سنت منطقه سیستان از مرز 50% کل جمعیت گذشت!

 

به گزارش خبرنگار حاجی ورنا وبه نقل از یکی از متنفذین منطقه مقامات حکومتی اعلام کرده اند  طبق آمار سجلی ورسمی نسبت جمعیت اهل سنت نسبت به جمعیت کل منطقه وسیع سیستان ، از مرز 50% گذشت.

در برهه زمانی نه چندان دور وتا چند سال گذشته از اهل سنت منطقه به عنوان اقلیت یاد می شد ودر خوشبینانه ترین حالات وبا احتساب جمعیت مهاجرین ؛ اعلام میشد که اهل سنت 40% جمعیت سیستان یا به تعبیر آنها دار الولایه را تشکیل می دهند. اینک با فضل واحسان الهی وزحمت علمای دلسوز و فعالیتهای مخلصانه برادران تبلیغی وبه برکت دعا ی مسلمین ومردم مظلوم منطقه ؛ بیداری دینی وبالا رفتن سطح آگاهی مذهبی مردم ، رشد جمعیت اهل سنت سیر صعودی گرفته است .

 

مطلب فوق در یکی از وبلاگ های ضد انقلابی و شیعی نوشته شده است که لازم دیده شد تا مقداری در این رابطه توضیح داده شود.

در حالی که  چندین سال هست  در کشور طرح کنترل جمعیت با هدف بالا بردن سطح رفاه خانواده ها و همچنین بالا بردن سطح فرهنگی(از نظر تعلیم و تربیت) درکشور اجرا میشود و به همین منظور قوانینی هم وضع گردیده که اکثر مردم با رعایت این طرح موجبات آرامش و راحتی خود را فراهم ساخته . تا در کمال فرصت و بدون فشار مالی زیاد به تربیت فرزندان خود بپردازند. ولی متاسفانه تعدادی از هموطنان ما  در منطقه سیستان و بلوچستان که اکثرشان را هم اهل سنت تشکیل می دهند  با زیر پا گذاشتن این قوانین که برای آسایش خودشان وضع شده بطور ناخواسته و یا از روی که سوادی با پیروی از صحبتهای برخی افراد که نیتشان فقط غرض ورزی برضد مردم  و ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی ساکن در منطقه است تشویق به داشتن فرزندان زیاد می شوند ان هم با این عنوان که نسل اهل سنت را در منطقه زیاد کنند (مانند مطالبی که در بالا خواندید.)

 متاسفانه این ازدیاد نسل باعث شده تا جرم و جنایت بالا برود و این اعمال خلاف ناشی از تربیت نادرست بوده . در خانواده ای که پدر وضع مالی ضعیفی دارد و با نام سنت پیامبر چندین زن میگیرد و از هر کدام  صاحب تعداد زیادی فرزند می شود قاعدتا در تامین مخارج دچار مشکل صد در صد بزرگ می شود و برای این کمبود مجبور می شود دست به هر کاری بزند از دزدی گرفته تا قاچاق مواد مخدر و آدمکشی . این تنها از نظر مالی می باشد .از نظر تعلیم تربیت نیز در خانواده ای که فاصله سنی بین فرزندان بین یک یا دوسال هست آن هم یک خانواده با متوسط شش فرزند پدر مادر چگونه وقت می کنند که مسائل زندگی ِ اداب معاشرت و در کل مسائل مربوط به تعلیم و تربیت را به فرزندان بیاموزد و از همین رو هست که می بینم به علت رسیدگی نکردن به فرزند بعد از مدتی کسی از آن انتظار می رفت تا با به دنیا آمدنش مشکل مذهب را حل کند مشکلی بر مشکلات مذهب و جامعه می افزاید و با کارهای خلاف و جرم و جنایت دستگیر شده و به نسبت تخلف خود محاکمه می شود و در اخر نیز تمام این اتفاقات را همان اشخاصی که دم از ازدیاد نسل میزنند به گریبان مسئولین و نظام می اندازند . حالا مقصر کیست مردم.مسئولین و یا م....

در آخر سئوال بنده از شما خواننده گرامی اینست که یک مذهب با جمعیت کم و با فرهنگ غنی و اعتقادات قوی بهتر است یا مذهبی با جمعیت زیاد و فرهنگ پایین که همواره به جهت سخنان بعضی از جاهل اندیشان (نه اصول بنیادی مذهب)باعث افزایش جرم جنایت شده.

http://www.tafttanbs.blogfa.com/

نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 17:39 | لینک ثابت |

به نام آنکه محمود را این ریختی آفرید (۱) و در آن نشانه های فراوان است (۲) و ما به شما چشم ندادیم مگر برای دیدن نشانه های محمود (۳) و دولت نهم (۴) نه آن خاتمی سوسول (۵) و درحالیکه اسرائیل محو میشود (۶‎) همانا پس باید در ایران قحطی بیاید (۷) و برق هی برود (۸) و بنزین سهمیه ای باشد ‎(۹‎) چونکه ثواب دارد (۱۰) ای کسانیکه هنوز به محمود ایمان نیاورده اید (۱۱) همانا بروید زودتر ایمان بیاورید (۱۲) که ما او را آفریدیم (۱۳) تا شما اینقدر مصیبت بکشید که در آن دنیا بار گناهانتان کم بشود (۱۴) ژ گ پ چ (۱۵) همانا که این چهار حرف در عربی نمیباشد (۱۶) ولی ما چون خدائیم حال میکنیم که بگوئیم (۱۷) و این اعجاز ماست (۱۸) همانطوریکه محمود (۱۹) و ما به شما مسکن دادیم (۲۰) تا محمود مشکلش را حل بکند (۲۱) و نعمتهای فراوان دادیم (۲۲) تا محمود برایتان جیره بندی بکند (۲۳) بلکه قدر نعمتهای ما را بیشتر بدانید (۲۴) خ (۲۵) و این حرف سرکاری بود (۲۶) همانطوریکه محمود هست (۲۷) و ما به شما گاز دادیم (۲۸) تا ترکمنستان آنرا قطع بنماید (۲۹) و کی فکرش را میکرد که اینطوری بشود (۳۰) جز محمود (۳۱) آیا نمی بینید (۳۲) که نفت سر سفره مردم است (۳۳) و جزایر تنبان (!) مال امارات (۳۴) همانگونه که خزر مال روسیه ‎(۳۵‎) و "مال روسیه" مال مردم ایران (۳۶) و محمود برای آبرو حیثیت میجنگد (۳۷) چونکه ناپلئون گفته است هر کسی برای آنچه که ندارد میجنگد (۳۸) و نشانه های بسیار است ‎(۳۹‎) پودر رختشوئی (۴۰) چای (۴۱) برنج (۴۲) روغن نباتی (۴۳) و کلاً هر آنچه که میشود خورد (۴۴) پس آیا شما نمی بینید (۴۵) که اینها سرطان زاست (۴۶) و باید نداشته باشید (۴۷) ولی لبنانیها باید داشته باشند (۴۸) و فلسطین هم همینطور (۴۹) همانگونه که قبلاً بوسنی هرزگووین داشت (۵۰) و چچن این گوش (۵۱) و چچن آن گوش (۵۲) که وقتی شما زیر بمب و موشک بودید (۵۳) پس اینها کدام گوری بودند که از شما حمایت نکردند (۵۴)‎ ولی شما خودتان را برایشان جر میدهید (۵۵) چون شما خدا دارید ولی آنها ندارند ‎(۵۶)‎ همین محمود را میفرمایم (۵۷) که همه چیز به او مربوط است (۵۸) جز تورم و گرانی ‎(۵۹‎) ولی ناراحت نباشید (۶۰) بروید بمیرید چون به شما پاداش زیاد میدهیم (۶۱) در بهشت (۶۲) که درخت هم دارد (۶۳) و به شما در بهشت روزی دو استکان چائی میدهیم (۶۴‎) مفتی (۶۵) و سه بشقاب برنج (۶۶) بازم مفتی (۶۷) و چسفیل فراوان (۶۸) که همان ذرت بو داده است (۶۹) که هرچی هست از محمود بو داده خیلی بهتر است (۷۰) پیف پیف (۷۱) کی اینو بهشت راه داده (۷۲) و ما فرمودیم تمام مردم ایران (۷۳) ولی اینکه ایرانی نیست ‎(۷۴‎) خاک بر سر وطن فروشش بکنند الهی (۷۵) و همانا ما فقط حرف راست میزنیم (۷۶)همانطوریکه محمود (۷۷) همین (۷۸)

نوشته شده توسط سلام در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ساعت 13:22 | لینک ثابت |

زيارتگاه پارس بانو

نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت 8:4 | لینک ثابت |

 

 

نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 12:31 | لینک ثابت |
 
offshore