تبليغاتX
زاهدان47
در بین وبلاگها استانمون یه وبلاگی هست که اخبار کشوری و استانی را نقل قول میکند و در قسمتی که اسم مصاحبه شونده قید میشه یه پرانتز باز میکند ومینویسد این غیر بلوچ در بلوچستان چه میکند یا این زابلی در بلوچستان چه میکند همکلاسی داشتم که انگلیس تحصیل کرد ومدت ده سال در انگلیس زندگی و مدرک دکترا گرفت تعریف میکرد موقع ثبت نام از طریق معرفی دانشگاه جهت کمک هزینه به یکی از اداره جات معرفی میشدیم

روز اول یه مقدار استرس داشتم ولی وقتی درمحیط کار قرار گرفتم دیدم  که چقدر احترام میگذارندوبراشون زیاد مهم نیست که من مال چه کشور ودین ومذهب هستم اما ما متاسفانه در کشور خودمون......شاید عقب ماندگی فرهنگی ماست که به راحتی حکم به ارتداد و نجس بودن همدیگر میدهیم و قیمت بهشت رفتنمان خون همکیشانمان باشد عزیزی هم که در وبلاگش مینویسه که این غیر بلوچ در بلوچستان چه میکند شاید دوست دارد تمام ساکنین بلوچستان وکارکنان اداره جات بلوچ باشند  که فعلا اکثر کارکنان وروسا بلوچ هستند جهت اطلاع عرض کنم از منظر جامعه شناسی این نوع جوامع بسته وغیر مرتبط با جوامع دیگر از داخل محکوم به فروپاشی و اضمحلال فرهنگی هستند یادمه سال ۶۷ برای یکی از دوستان اداره کار چابهار رفتم دوست ما دیپلم داشت که متصدی کار آنجا میگفت بیشتر اداره جات چابهار کارمند میخواهند حتی آموزش و پرورش با دیپلم معلم رسمی میگرفت به علت کمبود نیرو  ادامه را خواهم نوشت 

نوشته شده توسط سلام در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 11:37 | لینک ثابت |
نمیدانم مقصر کیست نیروی انتظامی یا افراد متحجری که انسوی مرز نشسته اند و  با جنایاتی که مرتکب شده اند محدوده زندگی ما را نظامی کرده اند  در هر صورت خون دختری معصوم و پاک به زمین ریخته است و از قصور و کوتاهی نیروی انتظامی نمیتوان گذشت اما اما

اما اگر بدون تعصب بخوا هیم به قضیه نگاه کنیم و احساساتی نشو یم مشکلاتی که  این خائن به وطن بوجود آورد در این اتفاق کاملا محرز میباشد چون هر اتفاقی را احتمال خرابکاری میدهند و با تمام قوا با آن برخورد میکنند و هر فراری را به حساب خرابکاری میگذارند در هر صورت برای خانواده رویا سارانی صبر مسئلت میکنم و یک یادآوری که سواستفاده کنندگان در کمینند که حداکثر بهره برداری رااز این اتفاق ناخواسته بکنند

نوشته شده توسط سلام در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 ساعت 12:47 | لینک ثابت |
وبلاگهای مختلف را که نگاه میکردم به وضوح تعصبات قومی و مذهبی قابل رویت ولمس است که جانشین عقل شده است    

نمیدانم  شاید واژه جهان سوم که دامنه آن بیشتر کشورهای اسلامی رادر بر میگیرد برازنده ما است با این تفکر و عملکرد بعضی ها که متاسفانه فقط راه توهین به دیگران را پیش گرفته اند واقدام به فحاشی   مینمایند شاید به ترکستان برسیم مرد حسابی از خودت دفاع کن چیکار داری که کی کجایی است زابلی بلوچ  بیرجندی مشهدی کمال ناجوانمردی است که عملکرد یک نفر را به یک قوم وقبیله تسریح دهیم شاید زمانیکه حرفی برای گفتن نداریم به حاشیه میرویم و بازار تهمت و دروغ گرم است

شاید زمانیکه دین را از بخش خصوصی زندگی به بخش عمومی آوردیم فکر اینجا وتعصبات افراطی دینی را نمیکردیم که از جمعیت ۷۰۰۰۰۰۰۰ میلیونی ایران عده ای خشک مغز فکر کنند که دارند در فضای چند هزار سال قبل دارند زندگی میکنند وفضا فضای تحجر و کم بینی است حالا هم دیر نیست هر زمانیکه حلقه سیاسیون را از روحانیون ودینمداران جدا کنیم مطمئنا شاهد این مسایل در این منطقه از کشور ایران نخواهیم بود چرا که آفت دین سیاسیون هستند

نوشته شده توسط سلام در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 ساعت 12:14 | لینک ثابت |
سال گذشته بود حاشیه شهر منزل یکی از بستگان رفته بودم دیدم که ناراحت از این بود که دخترش یک جوراب زنانه را برای روز معلم هدیه برده که متاسفانه معلم نامبرده از پذیرش آن خوداری منماید و میگوید ارزش ما که اینقدر زحمت میکشیم همین است و جوراب هدیه را قبول نمیکند بدجوری تو ذوق بچه خورده بود و پدرش میگفت هفتا بچه دارم و یک کارگر ساختمانی توانم از این بیشتر نیست

یه جور عذاب وجدان گرفتم از طرفی هم مطمئن نبودم که این اتفاق واقعا رخ داده تا این که امسال دو سه نفر رامامور کردم تا سروگوشی آب بدن تا ببینیم موضوع از چه قرار است وبرایم ثابت شد که این موضوع واقعیت دارد نه یک نفر نه دو نفر بلکه چندین نفر از معلمین با تاسف مرتکب چنین اشتباهی شده اند

جهت اطلاع عرض کنم این اتفاق در مدرسه مرحوم امین سارانی زاهدان رخ داده است واقعا چه معیاری برای پذیرش معلمین وجود دارد فقط صرف ظاهر قضیه وروابط و پارتی بازی برای شغل شریف معلمی کافی است یا به نوع پوشش توجه میشود واز باطن وانسانیت شخص دور ماندهایم                            بهترین مردم معلم میشوند   هر که عاشق شد معلم میشود

نوشته شده توسط سلام در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 9:36 | لینک ثابت |
خلاصه این دوست ما بازگشت و بعد که درددل میکرد میگفت که خودش هم باور نمیکرده که در کشور خودش احساس غربت بکند شاید به خاطر این که خاطرات چندانی از شهر و زندگی خود ندارد و در محیطی متفاوت از کشور خود بزرگ شده  شهاب میگفت مدتی که در منطقه خود بوده بیشترین زجری که کشیده از این بوده که تعصبات علاوه بر این که کمرنگ نشده بلکه بسوی تحجر و طالبانیسم نیز سوق داده شده است و از دین فقط مصمم به اجرای بخشهای خاص و اانتخابی آن هستند

نمیدانم در سر آمریکا چه نقشه ای برای این ملت بینوا کشیده شده است وآینده چگونه رقم خواهد خورد  شاید تحجر وعقب ماندگی یکی از ابزار ماندن و ثابت شدن است و شاید این از القائاتی که هر روزه با آن مواجه ایم ونشانگر ذهن منفی ما است در هر صورت امیدوارم روزی برسد هر کس در هر نقطه ای از جهان که خواست بتواند زندگی کند آبرومندانه

نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 9:47 | لینک ثابت |
افغان اوگان افاغنه پتان مهاجر

این نامهای که ما در سراسر ایران با آن آشنایی داریم بخصوص مردم نواحی مرزی شرق کشور که سالهای سال با این مردمان مراوده و زندگی کرده ایم نمیدانم شاید شما هم متوجه شده باشید ارتباط با افغانیها به جهت فصل مشترک زبان وتا حدودی فرهنگ مشترک بخصوص فارسی زبانانی که از زمانی که بخشهایی از افغانستان جزیی از ایران باستان بوده در رفت وآمد با ایران وایرانی بوده اند

از خیلی قبل با یکی از این عزیزان به نام شهاب همکلاسی و بچه محل بودیم که نامبرده مدرک لیسانس  خود را هم از ایران گرفت  اوایلی که آمریکا به افغانستان حمله کرد و بر اوضاع مسلط شد این دوست ما هم خوشحال عازم کشور خودش شد با تعصب زیاد

من که باهاش در ارتباط بودم کم کم متوجه شدم اوضاع در افغانستان بر وقف مراد نیست وبعد ۵یا ۶ ماه به ایران بازگشت بدلیل نبود امنیت  کار و توقعاتی که از نیروهای آمریکایی داشت که هیچکدام تحقق نیافت

نوشته شده توسط سلام در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت 9:43 | لینک ثابت |
زاهدان رادوست دارم چون با این آب و خاک بزرگ شده ام و به گرمای طاقت فرسا وکویر برهوت آن خوی گرفته ام زاهدان را دوست دارم نه به خاطر تعصبات خشک مذهبی بعضی از این نامردمان این دیار که با این نوع نگرش به عالم ذات وجود باعث مشکلات و بدبختیهایی برای خود و جامعه می شوند  زاهدان را دوست دارم چون وطنم ایران را دوست دارم وبه آن عشق میورزم به امید روزی که بتوانیم درکنار هم و برای هم باشیم  و دین و مذهب تعیین کننده نوع روابط ما نباشد
نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 11:10 | لینک ثابت |
با سلام

امیدوارم  بتوانم با تمام وجود در خدمت شما عزیزان باشم و از نظرات شما دوستان استفاده کنم

نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 10:8 | لینک ثابت |
به امید خدا و یاری شما عزیزان بزودی این وبلاگ فعال خواهد شد 
نوشته شده توسط سلام در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 9:43 | لینک ثابت |
 
offshore