تبليغاتX
زاهدان47 - آقاجری: قرآن نگفته پيامبران همچون جباران عدالت را از بالا گسترش مي دهند

اظهار داشت: هدف پيامبران رسيدن به اخلاق و صفات خداوند و رهايي از خوديت خويشتن و ارتقا و بالارفتن از تكامل وجودي تا رسيدن به سطح عالي اعلي يعني همان مرحله اي كه خداوند به سبب خلقت انسان به خود تبريك گفته است و تمام پوشش‌ها و آموزه ها در خدمت اين تكامل و ارتقا وجودي، معنوي و اخلاقي قرار گرفته كه اگر اين تكامل نباشد هدف پيامبران بي معنا خواهد بود.
آقاجری با بيان اين كه تكامل وجودي و اخلاقي و سير سلوكي از پايين ترين مرتبه نفس به مرتبه اعلي است، خاطرنشان كرد: گوشه نشيني اين امر را تحقق نمي دهد، شايد افرادي با چله نشيني و دوري از جمع آدميان بتوانند سفر وجودي را به انجام برسانند ولي اين با مكتب پيامبران متفاوت است، چون پيامبران براي به تكامل رساندن تمام آدميان آمده اند.
وي با بيان اين كه تكامل آدمي در گرو شرايطي است، اظهار داشت: تكامل جامعه در گرو تكامل فرد و تكامل فرد نيز در گرو تكامل جامعه است و در مكتب انبيا تكامل فرد و جامعه به هم پيوسته و وابسته است. شرايطي كه نوع بشر بتواند به خدا تقرب پيدا كند در سفرجغرافيايي و فيزيكي به وجودنمي آيد اين تقرب انقلاب وجودي براي تعالي بخشيدن خود خويشتن است.
آقاجری با تاكيد بر اين كه پيامبران به دنبال برپايي قسط و عدالت در عرصه اجتماع بودند، گفت: آنها نه به صورت سلطه‌اي، قدرت سياسي، دولتي و با زور و از بالا به دنبال برپايي قسط و عدالت بودند بلكه مكتب پيامبران معتقد است انسان ها بايد با اختيار و آگاهي خود عدالت را برپا كنند. تفاوت عدالت پيامبرانه با عدالت جبارانه در اين است كه عدالت جبارانه هيچ مشاركت و تاثيري در تكامل روحي و معنوي آدمي ايفا نمي كند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اين كه قرآن موضوع عدالت را كه ماهيت اخلاقي دارد به كنش مردم مربوط مي‌داند، تصريح كرد: قرآن نگفته پيامبران همچون جباران عدالت را از بالا گسترش مي دهند بلكه مردم خودشان قسط و عدل را در روابط جامعه حاكم مي كنند. در اينجاست كه نهايتا جامعه به اعتلاي وجودي انسان كمك مي كند كه همين مساله تفاوت مكتب هاي الهي و غيرالهي را نشان مي دهد.

آقاجری ادامه داد: مهمترين آسيبي كه امروز به جامعه ما وارد شده كه جبران آن از آسيب ها و عقب ماندگي هاي اقتصادي و سياسي سخت تر است، آسيب هاي اخلاقي است در حالي كه جامعه اي كه ادعاي دين دارد اگر نان ندهد بايد نتيجه آن حداقل يك جامعه اخلاقي باشد. يكي از ادعاهايي كه در طول سال هاي پس از انقلاب وجود داشته آن بوده كه در غرب خلا اخلاقي است و ما وعده جامعه اخلاقي مي دهيم. سوال اينجاست آيا اكنون جامعه ما به صورت غالب با بحران اخلاقي روبرو نيست؟
وي با تاكيد بر اين كه تفاوت اساسي انسان با سايرموجودات در اخلاق است، اظهار كرد: انسان به لحاظ وجودي در اديان و مكاتب انبيا به عنوان موجودي صاحب اراده و عقل و قوه تشخيص معرفي شده است. خرد، اختيار، عقل و آزادي از ويژگي هاي آدمي است. پس انسان نسبت به غيرانسان موجودي اخلاقي است. زيرا ساير موجودات فاقد آزادي، اختيار و عقل هستند.
وي با بيان اين كه اساس و پايه اخلاق نفس آدمي است، ادامه داد: پايين مرحله خود نفس اماره است زماني كه آن ارتقا پيدا مي كند به سمتي مي رود تا عقل بر غريزه و حتي فراتر از آن عشق برخرد حاكم شود اين مساله به معناي فاصله گرفتن خود از نفع شخصي و حركت به سمت ديدن ديگري است چون عشق موجب مي شود تا فرد به جايي برسد كه جز ديگري چيزي را نبيند.
وي با تاكيد بر اين كه منطق سرمايه داري و بازار مبتني بر خودپرستي است خاطرنشان كرد: فلسفه هاي سرمايه داري اين خودپرستي را تئوريزه مي كند البته سرمايه داري امروز به دلايل مختلف از اين منطق فاصله گرفته است. غرب كوشش مي كند تا سرمايه داري را بر سر عقل بياورد. تا بر منافع خود عقلاني برخورد كنند و سرمايه داران به منافع بلند مدت بيانديشند.آنها به دنبال سازش ميان سرمايه داران و طبقه كارگر هستند مشاركت دادن كارگران در اندك سود سرمايه داران آنها را از جنبش هاي كارگري نجات مي دهد و امروز ديگر كمتر شاهد مبارزات كارگري هستيم. چون اين مبارزات با مذاكره و سازش حل مي شود.

اين فعال سياسي با تاكيد بر اين كه منطق بازار سود است و نمي توان انتظار داشت در بازار فضيلت و ارزش حاكم شود، تصريح كرد: ارزش به معناي فداكردن نفع شخص به خاطر چيزهاي برتر است. اخلاق با فضيلت و فضيلت با ارزش تعريف مي شود. البته اخلاق و رذايل گاهي عام و همه گير هستند و گاهي هم نسبت خاص‌تري پيدا مي كنند.

آقاجری با بيان اين كه امروز مي توان بحران اخلاقي را در صفحات حوادث روزنامه ها ديد اظهار داشت: گفتمان رسمي و دستگاه هاي تبليغاتي حكومتي اخلاق را به سكس تقليل داده و تنها يك فعل غيراخلاقي مي شناسند و آن هم با مسايل جنسي ارتباط پيدا مي كند، گويي اين كه اخلاقي كردن جامعه يعني جداكردن دختران از پسرها و زنان از مردان است. آيا ترويج خشونت فعل غيراخلاقي نيست؟
وي با تاكيد بر اين كه متاسفانه حاكمان براي مقابله با فعل غيراخلاقي از يك فعل غيراخلاقي ديگر استفاده مي‌كنند، ادامه داد: آنها براي جلوگيري از فعل غيراخلاقي شهوت از فعل غيراخلاقي ديگري يعني غضب و خشونت استفاده مي كنند كه متاسفانه اخيرا نيز اين خشونت در صفحه تلويزيون به نمايش در مي آيد.ترويج خشونت و غضب ضد اخلاق است. چون همانطور كه شهوت برخواسته از خودپرستي است غضب هم برخواسته از خودپرستي است.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با اشاره به اين كه شجاعت يكي از مهمترين موضوعات اخلاق است، تصريح كرد: شجاعت استقبال آگاهانه، عاقلانه و حكيمانه از خطر است، شجاعت از گذشته همواره با نوعي نظامي گري و جنگيدن ارتباط داشته به ويژه در جامعه اي كه سنت هاي اشرافي و نظامي گري وجود داشته شجاعت با مردانگي و سپاهي گري تعريف مي شده است.
وي ادامه داد: اما شجاعتي كه سقراط از خود نشان داد تحولي در مفهوم شجاعت يونان به وجود آورد و ماهيت عقلاني و مردمي پيدا كرد. ديگر شجاعت در يك سرباز خلاصه نمي شد بلكه اين نوع شجاعت، شجاعت يك فرزانه بود. چون شجاعانه حقيقت را بيان كرد و برآن پايبند بود.
آقاجری ادامه داد: شجاعت سقراطي، شجاعت پاسداران دولتمردان آتن نبود بلكه شجاعت شهروندان بود. در قرون وسطي هم كه اشرافيت با مسيحيت پيوند خورد و مفهوم دوباره اشراف زنده شد و فضيلت هاي مسيحي با اخلاق اشرافي و نظامي آميخته شد دوباره ما شاهد شجاعت نظامي گري و شواليه‌اي بوديم.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: امروز در جوامع مدني و با سپري كردن قرون وسطي مفهوم شهروندي و دموكراسي و بحث اخلاق در دموكراسي و جامعه مدني جدي شده و همين مساله موجب گشته تا مفهوم شجاعت به دو مفهوم فرعي يعني شجاعت فيزيكي و جسمي و شجاعت اخلاقي تقسيم شود. شجاعت با اين مفهوم استقبال از خطر براي ايستادگي و دفاع از فضيلت ها و ارزش هاست.
وي با بيان اين كه برشجاعت اخلاقي ممكن است فرد، شغل و آبروي خود را از دست بدهدولي حرف خود را مي زند خاطرنشان كرد: رهبري كه شجاعت اخلاقي دارد مصالح خلق را يافته آنرا بيان مي كند. آقاجری باتاكيد بر اين كه شجاعت ابراهيمي بالاتر از شجاعت سقراطي بود، خاطرنشان كرد: پيامبران همه داراي اين صفت بودند آنها در مواجهه با دو جبهه سلطه و قدرت و جبهه عوام حقيقت را شجاعانه بيان مي‌كردند. چون كسي كه از ترس آنكه تكذيب نشود حقيقت را نگويد شجاع نيست.


وي ارزيابي موقعيت، توجه دقيق به ارزش ها، فضيلت ها و شناخت آنها، پايبندي به وجدان، تعمق و تفكر در خصوص مخاطرات، تحمل سختي هاو اجتناب از دام هايي كه انسان را به سوي ترس و بي باكي بي منطق مي كشاند را از اصول شجاعت اخلاقي دانست و اظهار داشت: حوزه اخلاق حوزه اي نيست كه با قانون حقوق و فقه حل شود. البته فقه قانون و حقوق مي تواند زمينه ساز و يا محدود كننده اخلاق باشد ولي قانون نبايد فضا را تنگ كند.
آقاجری در پايان گفت: امروز حاكمان، مردم و احزاب نيازمند به انتقاد از خودهستند و همه ما بايد تجديد ميثاق دوباره‌اي با اخلاق و شجاعت اخلاقي كنيم.

   پايان خبر
نوشته شده توسط سلام در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 12:25 | لینک ثابت |
 
offshore