مدتی است که بحث روز حکم اعدام مهرنهاد است به اتهام رابطه و گرا دادن به جندا... !

البته حکم اعدام برای کسیکه خودش را منتسب به نهادهای مدنی میداند واقعا درد آور است و اگر این اتفاق رخ دهد باید مرگ فعالیتهای مدنی را خصوصا در منطقه خودمان پیشاپیش اعلام کنیم و به شخصه امیدوارم این اتفاق رخ ندهد .

اما شواهد و قراین و عقل چه میگوید آیا واقعا ارتباطی بین گریختگان به آنسوی مرز و مهرنهاد وجود داشته ؟ آیا مهرنهاد در صدد به راه اندازی جنگ قومی و مذهبی بوده ؟ آیا مهرنهاد قربانی مطامع دیگران شده و سوالهای بسیار دیگر !

در اینکه مهرنهاد با لایه های قدرت در ارتباط بوده شکی نیست و اینکه چرا در چنین و ضعیتی هیچکس  راضی به یک اظهار نظر ساده نمیباشد جای سوال دارد ! چرا نمایندگانی که با وی به قولی عکس یادگاری میگیرند سکوت نموده اند ! چرا مولوی عبدالحمید که بازدید رسمی از انجمن صدای عدالت داشته سکوت نموده ! اینجاست که شواهد و عقل سلیم ما را به سمتی هدایت میکند که مطمئن شویم و مطمئن باشیم که مدارک و دلایل به قدری قوی و مستند می باشد که دیگر جایی برای گفتن حرفی باقی نمانده ! در غیر اینصورت مسولینی که به نوعی با مهرنهاد در ارتباط بوده اند جهت تطهیر خودشان حتما از مهرنهاد حمایت میکردند .

اما قصه جالبتر این قضیه اینجاست علاوه بر اینکه از داخل کشور کسی از مهرنهاد حمایت نکرد از کشورهای اروپایی و نهادهای حقوق بشری هم صدایی برنخواست قضیه هیوا بوتیمار و دانشجویان کرد که یادتان هست نهادهای بین المللی تا حدودی حمایت و اظهارنظر کردند اما در مورد مهرنهاد همچنان سکوت پابرجاست نظر شما چیست ؟

شاید خط فکری که امروز در بلوچستان میتازد که  بیتردید به عقاید طالبان نزدیک می باشد نمونه ساده پرچم جندا... چه تفاوتی با نماد طالبان دارد !در این چند سال اخیر رسم و رسومات و نوع پوشش مردمان بلوچ دستخوش چه تغییراتی گشته ! امکانات مدارس دینی و نوع پراکنش آنها چه تفاوتی با مدارس فرزندانمان دارد ! و تا زمانیکه سایر ایرانیان و جامعه جهانی بلوچستان را به چشم مردمانی بنیادگرا بشناسند نباید چشم یاری از هیچکس داشت و این ظلمی است مضاعف بر کسانیکه بر نوع نگرش دیگران به خود هیچ نقشی ندارند .

در هر صورت امیدوارم سایه پدری مهرنهاد بر سر فرزندانش باقی بماند .