مدرسه دینی عظیم آباد توسط حکومت با خاک یکسان شد که اینجانب به نوبه خود این عمل شنیع را محکوم مینمایم .

متاسفانه در این قضیه هم مانند موضوع مهرنهاد اطلاع رسانی به موقعی از سوی دولت صورت نگرفت و هر کس از ظن خود مطالبی را مینگارد که اکثرا برپایه حدس و گمان و تعصبات قومی و مذهبی میباشد .

اابته مدتیست بین حکومت و مسجد مکی بر سر چگونگی اداره مدارس دینی اختلافاتی وجود دارد از جمله آمار طلبه های خارجی را خواسته بودند که در جواب مسجد مکی این مسئله را خط قرمز خود دانسته و رسما جواب منفی داده  بودند ! راستی آمار طلبه های خارجی اگر ریگی در کفش بعضی ها نیست چه ربطی میتواند به خط قرمز داشته باشد .

از طرف دیگر مدرسه دینی عظیم آباد تخریب گردید که باز هم میگویم نباید اینگونه میشد و حداقل جهت احترام به عقاید اهل سنت موضوع باید از طریق ریش سفیدی حل میگردید اما نحوه اطلاع رسانی به چه صورت بود ! چرا از مشکلاتی که مردم منطقه با مسجد مکی در مدتی قبل داشتند و دارند هیچ صحبتی نمیشود ! این مدرسه دینی آیا همان مدرسه با قدمت طولانی هست یا چند خانه بوده که بعد از اختلافات بوجود آمده از مدرسه اصلی منفک گردیده ! واقعا در خود منطقه هیچ اختلافی در خصوص طلاب و مدرسه وجود نداشته یا اینکه بر اساس تعصبات قومی و مذهبی فقط نیمه خالی لیوان را میبینیم ؟

تا قبل از نفوذ مسجد مکی و تندروان مذهبی در منطقه سیستان بین بلوچ و زابلی هیچ اختلافی نبود و در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی داشتند و دارند اما با نفوذ این حلقه رگه های از اختلاف در حال نمایان شدن است که امیدوارم با درایت بزرگان و ریش سفیدان این برادری به کینه و نفرت تبدیل نشود.

چند روز پیش پس از مدتها به منطقه مرادقلی زاهدان رفته بودم که اکثرا اهل تشیع و سیستانی هستند چیزی که برایم جالب بود وجود حداقل پانزده مدرسه دینی در این قسمت شهر بود  که دوستم میگفت قبلا مد بود که در هر محله یک مسجد درست کنند چه شیعه  جه سنی اما جدیدا برادران سنی در هر محله(چند کوچه ) دو مدرسه دینی درست میکنند با امکانات خوب و طلبه های خارجی ! واقعا بدور از تعصب این حجم زیاد  مدارس دینی چه نفعی میتواند برای جامعه مذهب زده ما داشته باشد ! هزینه های سرسام اور این مدارس در منطقه فقیر ما از کجا تامین میشود !و اصلا آیا دولت حق دارد که سوال کند این طلبه های خارجی و داخلی چه می آموزند ! آیا مشکلات پاکستان و افغانستان میتواند آئینه تمام قدی در پیش روی ما باشد و یا تعمدا پا در رهی مینهیم که عاقبت آن تربیت طلبه های از نوع انتحاری و شهادت طلب با بستن کمربند انفجاری ...

البته در این مطلب قصد توهین به طلبه های دینی را نداشته ام و اگر قصوری هم مشاهده شد پیشاپیش عذرخواهی میکنم و از نظر من این واقعیت غیر قابل کتمان منطقه ماست :سواستفاده از عقاید پاک مذهبی در جهت تهییج افکار عمومی و رسیدن به خواسته های خود بر این مبنا .